پیامبراش که انقدر خوب بودن و نزدیک و درجه یک همش باید صبر می کردن 

یعقوب تو فراغ ، یوسف تو فراغ ، خود پیامبر ما ، یونس تو شکم نهنگ هر کدوم یه جور خلاصه 

من چرا توقع دارم زودی همه چی نتیجه بده ؟

یکی تو  دو سالگی مادرش فوت میشه یکی خودش تو جوونی مریض میشه یکی بعد از چند سال جون کندن بازم شکست می خوره یکیم مثل من 

بالاخره درست میشه 

فقط مهمه بدونیم  اونی که سخته نمی مونه اگه سخته پس میگذره 

یه جاهایی هم هست که دعا می کنیم تلاش می کنیم مشورت می گیریم خودمونو زیر و رو می کنیم میریم میایم و این در و اون در 

اما خوب نتیجه کمرنگه یا نیست 

دقیقا اونجاعه که همه جا می زنن حتی خود من 

اما صبر باید بکنیم شکر بکنیم و اگه راه واسه ادامه بسته شده بیخیال بشیم 

می دونم سخته ها 

قرارو از دل آدم میگیره 

ممکنه مثل خودم روزی چندبار اشکمون همینجوری قل قل بخوره 

هزار بار بالا پایین کنیم کوچیک ترین چیزارو و تمرکزمون رو تو کار و درس از دست بدیم 

اما 

ما دووم میاریم تا جایی که اونی که میخوایم اتفاق میفته 

باور کنین جدی میگم 

یه روزی شاید وقتی که اصلا حواسمون نیست یهو میبینیم آرزومون بغل دستمونه 

داریم باهاش کار می کنیم 

لباس تنمونه یا هرچی 

درست میشه :)

فقط برای خودم و شما دعا می کنم صبرمون هزینه اش خیلی کم باشه و از پس همه چی بربیایم 


آمین