جمعه صبح بود 

از ساعت شیش و چهل دقیقه دیگه خوابم نمی برد 

یه عالمه فکر داشتم تو خواب و بیداری 

زبان رو ولش نکن یه کاری کن واسش 

اگر به کسی که تجربه ی خوبی نداشته بگی محبتت رو چه طور می تونه برخورد کنه 

استاد غدد نمره نمیده 

و از اینجور فکرا 

بلند شدم و مادر و پدر رو هم بیدار کردم 

دلم نون تازه می خواست 

شاد و خندون بی خیال محتویات ذهن 

شما در چه حالید ؟