‎و انسان را چه می شود که زیر بار شلوغی ذهن اش له نمی شود ؟

‎یه عالمه مطلب هست که باید مرتب بشه  

‎از زنگ زدن برای هولوگرام پشت کارت  دانشجویی بگیرین و کشیدن بخیه ی دندون تا بی خوابی های مزخرف شبانه ی من 

‎از مدرسه ی برادرم و تفاوت دید آدما و طرز فکرشون تا اینکه پختگی ادما واقعا با چی مرتبطه ؟ ژنتیکه سفره کتابه سنه ؟؟

‎از دکتر ای ان تی پر تجربه که واسه یه ادنویید عمل کردن مردمو داره دق میده تا بحثای مزخرف و خاله زنکی و عجیب غریب فامیل که بدون سرزنش فقط چشمام گرد میشه !

‎و حتی از منوط کردن پرداخت کارانه ی کادر درمان به وزن ایده ال ! بگیر تا اینکه چرا ادما و روابط انقدر زود برامون عادی میشن و همون که تا دیروز برامون قابل تحسین بوده الان ویژگی های مثبتش یادمون میره و بدی هاش ازمون دورش می کنه ؟

‎به درجاتی از سایکوز رسیدم که ممکنه دو دقیقه بعد اینا یادم بره یه عالمه چیز جدید بیاد به ذهنم 

‎* سایکوز روان پریشیه