دیشب حدود ساعتای یک داشتم برمیگشتم خونه 
پیچیدم و رفتم پمپ بنزین 
و یه مردو دیدم که نشسته یه گوشه با یه گربه 
خوب که دقت کردم دیدم گداییه که یه غذایی پیدا کرده و داره میخوره 
اما نه تنها ، با گربه ی گرسنه ی ولگرد 
با هم از یه ظرف 
یه مدت تو ماشین نگاهشون کردم 
مرد، با سخاوتی که خیلی از آدما ندارن تقریبا یک سوم غذاشو گذاشت برای گربه و همونجا دستاشو برد بالا و خدارو شکر کرد 
کاری که اکثر ماها سر سفره های رنگیمون انجام نمی دیم 
داشتم فکر می کردم که شب قدر کدوممون پر بار تر بوده ؟
منی که تو ماشین زیر کولر نشستم و توقعمو بخاطر چند ساعت گرسنگی و تشنگی از خدا بردم بالا و فکر کردم هنر کردم 
یا اون که از همون چیزی که شاید یه شب گیرش بیاد و یه شب نه بخشید و دلش رحم اومد برای گربه
منی که جوشن خوندم و کلی خواسته دارم اما از دوستم و حتی از خانوادم گاهی نمی تونم بگذرم 
یا اون ؟
.
.