.

.

اولین سحر ماه رمضون امسال دو سه ساعت دیگه می رسه 

و من که دلم پر کشیده واسه " اللهم انی اسئلک باسمک" 

از برنامه ی درسیم خیلی عقبم اما میشینم کتاب چهار اثر اسکاول شینو  می خونم واسه خودم 

خوب راستش زندگی برای همیناس که جذابه دیگه 

همینجا ، کنج اتاق طلاییم نشستم ، هیچ خبر از فردا ندارم اما برای سه ماه آیندم نگرانم 

برای سه سال آیندم نگرانتر و برای پنجاه سالگیم وحشت زده 

اما 

من خدا رو دارم و مطمئنم اجابتم می کنه 

در زمانی عالی با شیوه ای عالی برای زندگی عالی 

و خوب از جهت دیگه ام 

هر کیم بود دیگه کم آورده بود جلو خواسته ی من 

خدای قشنگ مهربون خودم 

آرزومو بی کم و کاست میخوام و میخوام زودتر موقعیتش رو برام فراهم کنی 

.

.