.
.
امروز از صبح با گروهی از دخترا سرکار بودیم 
یکیشون تعریف می کرد که دختردایی و پسرخالش با هم بعد سه سال عقد ازدواج کردن ، با هم نساختن و جدا شدن و حالا پسر خاله جان دوباره ازدواج کرده دو ساله و بسیار خوشبختو و راضیه در حالی که دختردایی در خونه مونده و همچنان معتقده که هیچکس نمی تونست با شوهر سابقش زندگی کنه چون اون دیوانست 
هجومی از نظرات پیش میاد طبیعتا 
حداقل تو مغز من 
- ایراد از هر دو بوده  از دختره بیشتر که نساخته صبر نکرده و راهکار به خرج نداده 
- پسره تازه روش زنداری رو یاد گرفته و مواظبم هست که زندگی دومش متلاطم نشه 
- این دو تا با هم ترکیب خوبی نداشتند و هر کدوم مدل خاص خودشون بودن 
- حالا دختره چی کار کنه ...
و این آخرین و تلخ ترین قضیه ایه که تو ذهنم مونده 
از صبح بارها و بارها بهش فکر کردم 
بارها و بارها 
ترسیدم از اتفاقش 
دعا کردم برای هیچکس پیش نیاد و البته دعا کردم دختره هم خوشبخت بشه و زودتر از وضعیت فعلیش در بیاد 
.
و بعدش خودم موندم 
که من چی ؟ من اگر جاش بودم چی ؟
من تحمل می کردم ؟ مشاوره میرفتم ؟ با خودش صحبت می کردم ؟ همون دفعه اول دعوا جا میزدم و عطاشو به لقاش می بخشیدم ؟ داد می زدم ؟ گریه می کردم ؟ 
و بعدِ بعدِ بعدش ، اگر میدیدم با یکی دیگه خوشبخته و من نیستم ؟ اگر فرضا متوجه میشدم اشتباه کردم ولی دیر شده بود ؟ اگر موقعیت دیگه ای برام دست و پا نمیشد ؟ اگر و اگر و اگر 
اما حقیقت اینه که من خودمو میشناسم تا حدودی 
من آدم کَندن به این راحتیا نیستم 
آدم ول کردن و رفتن زود هنگام
من صحبت می کردم مشاوره میرفتم گریه میکردم و نهایت تلاشمو میکردم که خراب کننده نباشم بلافاصله 
اشتباهم میکردم البته 
اما اشتباهی که قطعا ناخواسته بوده و نهااایت تلاش و توانم برای درست شدن و نه خراب شدن 
و خوب 
با توجه به این قضایا خیلی از خدا کمک می خواستم و اگر قسمت به ادامه نمیشد 
مطمئن بودم که خدا اشتباهامو میبخشه و بخاطر دیدن نهایت تلاشم و عشقی که به زندگی دُرُست دارم قطعا موقعیت های بهتری نصیبم می کنه و حواسش به من و اشکام و دعاهام هست به حق همین ماه رجب 
.
و به راستی انسان را چه میشود که به زیر سنگینی کلمات و افکارش له نمی شود ؟ 
اگر اشکمان سرازیر نشود چگونه سبک شویم ؟
.
.
عجب بارونی 
عجب بهاری 
عجب سالی 
عجب دختر خانوم خوشگل و خوشحال وخوش بینی 😇
.
دعا کنید اعتکافم درست شه 
دعا کنید گشایش حاصل شه و نتیجه دعام به بهترین شکل و بهترین زمان حاصل به حق همین ماه رجب به حق همین بارون 
.
.
پرانتز را باز کنید 
امروز  و از این به بعد دلمان و دعایمان این است اینترن رزیدنت اطفال و رین اس  و رزیدنت اطفال به حق همین ماه رجب و همین بارون و بارون اونروز امامزاده
پرانتز را ببندید
.
به رنگ بهارِ بهار 
دوست دارم نقدم کنید با کامنت دو نقطه دی